مطمئنا آقا سید قصه ی ما چند صباحی ذکر و فکر ما رو به خود میگیره نه بیشتر،آقا سید تقلبی رو میگم.
از آقا سید واقعی اگر بخوام بگم،خب چون میدونم داره میبینه و میخونه دوست دارم مخاطب بیارمش و باهاش حرف بزنم،میخوام بگم دوستون دارم و امیدوارم همیشه فکر و ذکرم رو بگیرید و تو یادم باشید،اولین باری که دیدمتون بهتون خیره شدم،چهره ی معصومانه و آرامش بخشی داشتید و دارید...از آقا سید تقلبی پرسیدم نشونتون رو و اون بنده خدا هم گفت مشخصاتتون رو.
آقاسید تقلبی هم چهره ی آرامش بخشی داره،بالاخره فقط تو اسم که نباید با شما اشتراک داشته باشه،تو خیلی چیزا شاید با شما اشتراک داره ولی سختی قصه اینجاست که من هر چقدر باید به شما نزدیک بشم باید از اون دور شم....و این قطعا حتی برای چند صباحی هم سخت هست...مخصوصا اینکه عالم نباشی به شرایط و هیچ چیز ندونی...پس حتما اهالی عالم غیب باید دستت رو بگیرن و چه کسی بهتر از واسطه بودن شما برای این کار البته اگر خدا بخواد...